آتش زندگی‌ست

آتش زندگی‌ست

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
انسان در موقعیت که قرار بگیرد، با خویش معامله می‌کند و با خدای خویش، بس. آب کشیدنِ دمادم جانماز با اندیشه‌ی آن‌که از چشم ناظران نمازمان را طهارت بخشیده باشیم، بر کنار نگه داشتن خویش از جزر و مد، «چرا که سلامت بر کنار است»؛ جاده را تا انتها دانستن و با اطمینان به این‌که دَد و دامی در کمین نیست به راه افتادن، این‌هاست که زندگی را از شکوهِ در مخاطره زیستن می‌اندازد و حرارت حیات را به یخ‌بندانِ نجابتِ صوری می‌کشاند. آتش زندگی‌ست، نه مرگِ آتش.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
تو مگو همه به جنگند وز صلح من چه آید/ تو یکی نه‌ای! هزاری، تو چراغِ خود برافروز/ که یکی چراغِ روشن ز هزار خفته بهتر

7

امروز جالب بود. روز پیدا کردن و دوباره دیدن دوست‌های نادیده‌ی در دوردست... صبح، همین‌طوری، بی هیچ دلیلی، دوباره با کسی سر صحبتم باز شد که یک سال -نصف و نیمه- با هم دوست بودیم و بعد از اینکه از ایران رفت و شش سال از رفتنش -شاید بیشتر؛ نمی‌دانم- که می‌گذرد درگیرش هستم. مسخره‌ست. گویا رفاقت‌های زمان نوجوانی جنسش از ماندگاری خلق شده باشد. گفتم و گفت. گفت و گفتم. آخرش فهمیدیم که هیچ کدام‌مان تغییر نکردیم... چرا؛ یک چیزی ما را جدا کرده. نقطه‌ی مشترک‌مان این‌ست هر دویمان را نوشته‌های رضای امیرخانی (ب.ش) خراب کرده ولی مرا، هر چند نصف و نیمه، هر چند ناقص، نوشته‌های نادر ابراهیمی ساخته و او را شعرهای فاضل نظری و شاید کس‌های دیگر... من شعاری شده‌ام و آرمان‌گرا؛ او عاشق‌پیشه‌ی غم‌دار. بگذریم از این نامطمئن حرف زدن‌ها.
بعد از افطار، در انتهای شب، از استوری یکی از دوستان به یمن عکاسی یافته‌ام، نویسنده‌ی وبلاگی را پیدا کرده‌ام که این روزهای رمضان آرشیوش را می‌خوانم. قبلا، کلی توی اینترنت جستجو کرده بودم ولی ردی از او گیرم نیامده بود. باورم نمی‌شد. خودش بود و آن حال و هوای نوشته‌هایش در بین عکس‌های اینستاگرامش. با آرشیوی از دوهزاروچهارده. البته او هم خارج‌نشین است. [خارج‌نشین هم نه، خارج‌روی زیاد رونده] حالم خوب شده. بدون تیر کشیدن قلب.
دو سه شب هم هست که می‌روم با جمعی که حتی اسم بیشترشان را نمی‌دانم، والیبال بازی می‌کنم. والیبال که نه، مسخره بازی. چرت و پرت می‌گوییم و می‌خندیم. همین. گویا خو گرفتن چند روز و چند شبه با غریبه‌ها آسان‌تر از دوستانی است که این روزها توی استوری‌شان به رغن ادعای اعتدالشان، با حقد و کینه، با خشم، به تو و هر کسی که تفکری غیر از تفکر خودشان را دارند می‌تازند و زخم می‌زنند... توی همین رمضان خدا.
  • يكشنبه؛ ۱۴ خرداد ۹۶
  • واقعیت سوسک زده
  • می توانید والیبال هم نگاه بکنید این شبها
    چرا نوشته های امیرخانی خراب کرده ؟ کدام نوشته اش اصلا ؟ 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">