آتش زندگی‌ست

آتش زندگی‌ست

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
انسان در موقعیت که قرار بگیرد، با خویش معامله می‌کند و با خدای خویش، بس. آب کشیدنِ دمادم جانماز با اندیشه‌ی آن‌که از چشم ناظران نمازمان را طهارت بخشیده باشیم، بر کنار نگه داشتن خویش از جزر و مد، «چرا که سلامت بر کنار است»؛ جاده را تا انتها دانستن و با اطمینان به این‌که دَد و دامی در کمین نیست به راه افتادن، این‌هاست که زندگی را از شکوهِ در مخاطره زیستن می‌اندازد و حرارت حیات را به یخ‌بندانِ نجابتِ صوری می‌کشاند. آتش زندگی‌ست، نه مرگِ آتش.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
تو مگو همه به جنگند وز صلح من چه آید/ تو یکی نه‌ای! هزاری، تو چراغِ خود برافروز/ که یکی چراغِ روشن ز هزار خفته بهتر

زندگی‌ام از تکثر افتاده، یک زندگی ساده شده، یک روایت مینیمال؛ ولی هر لحظه عمق بیشتری پیدا می‌کند. کم کم تکلیفم با پدیده‌های دور و برم مشخص می‌شود؛ بی جهد و تلاش خاصی! گویا در حال گذر از گذارم... شده‌ام مثل پیرمردهای هفتادساله که عصاره دنیا را در صبر می‌بینند و در تحمل. مثل یک پیرمرد که کنار می‌زند هر چیز نویی را. جنس آدمیزاد برایم حل شده. اکنون، به نسبت گذشته، کم‌ترین توقع را دارم؛ حتی از خودم. نقطه پایان آرمان‌گرایی؟!

 

  • يكشنبه؛ ۲۳ مهر ۹۶
  • حضرت کازیمو
  • نقطه‌ی خوبیه
  • واقعیت سوسک زده
  • فکر می کردم ادم تکلیفش با خودش  هم مشخص بشود دیگر کار تمام است 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">