آتش زندگی‌ست

آتش زندگی‌ست

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
انسان در موقعیت که قرار بگیرد، با خویش معامله می‌کند و با خدای خویش، بس. آب کشیدنِ دمادم جانماز با اندیشه‌ی آن‌که از چشم ناظران نمازمان را طهارت بخشیده باشیم، بر کنار نگه داشتن خویش از جزر و مد، «چرا که سلامت بر کنار است»؛ جاده را تا انتها دانستن و با اطمینان به این‌که دَد و دامی در کمین نیست به راه افتادن، این‌هاست که زندگی را از شکوهِ در مخاطره زیستن می‌اندازد و حرارت حیات را به یخ‌بندانِ نجابتِ صوری می‌کشاند. آتش زندگی‌ست، نه مرگِ آتش.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
تو مگو همه به جنگند وز صلح من چه آید/ تو یکی نه‌ای! هزاری، تو چراغِ خود برافروز/ که یکی چراغِ روشن ز هزار خفته بهتر

گیرنده‌های حساسی دارم. کوچک‌ترین اتفاق توی هر مرحله از زندگی مرا درگیر خودش و تبعاتش می‌کند. نه اینکه وارد هر ماجرایی شوم ولی هر ماجرایی -دقیقا هر ماجرایی- ساعت‌ها فکر مرا به خودش مشغول می‌کند. من اگر یک روزی بتوانم نفس نکشم قطعا همان روز را هم بدون فکر تمام نمی‌کنم. فکر کردن برای من یک عمل ناخودآگاه نیست! یک فعل آگاهانه‌ی خود خواسته است. بگذریم.

از سه شنبه تا الان که آن خبر را شنیدم، به نظرتان چه شده؟ نشسته‌ام به رویا و فرزندم و همسرم و خانواده‌ام که اکنون جنسش تغییر کرده؟ حاشا و کلا! 

درگیر خودم شده‌ام که لامصب چه می‌کنی؟ این چه وضعش است؟ به مرگ فکر کرده‌ای؟ مرگ برای تو چیست؟ زندگی چیست؟ این وسط، دنیای دون و اعلی را چه می‌کنی؟ این یک سال و نیم که عملا درس را گذاشته‌ای کنار و به قول خودت توی عکاسی ترکانده‌ای که انصافا هم ترکانده‌ای چه گیرت آمده؟ چه از دست داده‌ای؟ الان واقعا فرقی برایت کرد؟ و قس علی هذا!


پانوشت: تا الان فکر می‌کردم روزی به عدد است و کیل و میزان ولی امروز به نظرم آمدم روزی یک نسبت است. اگر با این فرمول نگاه کنم، مقدار دخل و خرجم همان نسبتی را دارد که صرفا مشغول به درس بودم! یک چیزهایی تو مایه‌های همان روزی مقدر و دنیایی که یا تو به دنبالش می‌روی و یا خودش دنبال تو می‌آید... روی این باید خیلی فکر کنم.


  • جمعه؛ ۱۰ شهریور ۹۶
  • واقعیت سوسک زده
  • هیچ چیزی مانند نهج البلاغه شیوه ی برخورد با دنیا را و خود را و دیگران به ادم یاد نمی دهد ، عین قران خوانی هر روز باید نهج البلاغه خواند .
    یک بار در استوری اینستا عکس یه نوزاد را گذاشته بودید من فکر کردم همان موقع پدر شده اید و تبریک گفتم . 
    ان شالله قدمش خیر باشد که هست البته ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">